احمد مجد الاسلام كرمانى
10
سفرنامه كلات ( فارسى )
فصل دوم اسارت و كيفيت گرفتارى اول شب نايب هاديخان كه نوكر امين و محرم نير الدوله بود جمعى فراش و پليس و ژاندارم و ساير طبقات اوباش را برداشته به خانه من رفته كه مرا در آنجا گرفتار نمايد . در تمام ايالات ايران از سوابق زمان رسم اينست كه هرگاه حاكم يا نايب الحكومه يا وزير نظميه و ساير ادارات عرفيه كه سمت مطاعيت بر مردم دارند و بعض دوائر شرعيه كه متصدى امر مرافعه ميشوند همين كه كسى را احضار مينمايند ، فورا جمعى بعنوان احضاران كس روانه ميشوند و جهتش اينست كه فراش در ايران مواجب ندارد و شغلش همين است كه هر وقتى مأموريت پيدا كند يا باحضار كسى برود جيب و بغل آن شخص را خالى مينمايد و باسم قلق و خدمتانه مبلغى بگيرد و اگر طرف شخص محترمى باشد به صيغه انعام بطور تملق مبلغى دريافت